هانی در مدرسه{مهر و آبان}

سلام دوستای گلم
بالاخره وقت کردم در مورد خاطرات دو ماهه اول مدرسم براتون بنویسم![]()

اینم از کارنامه دو ماهه اول مدرسه
جا داره از زحمات معلم خوبم جناب کرمی تشکر کنم![]()

اول از همه بگم که من آقا معلمی دارم که خیلی خیلی خوبه
من و دیگر بچه های کلاس رو خیلی خوب درک میکنه![]()
و مودبانه و صبورانه با ما برخورد میکنه

نوبت میرسه به معرفی دوست های خوبم در مدرسه![]()
ایشون آقا وتین هستند و من خیلی دوستش دارم![]()

نفر اول صف آقا سپهر دوست خوبم در مدرسه
مامانی چند بار آقا سپهر رو از نزدیک در مدرسه دیده و شیرین زبونی و اداهاشو خیلی دوست داره![]()

آقا دانیال دوست خوبم![]()

و آقا فربود دوست خوبم![]()

و آقا محمد که مثل خودم عینیکی هست ؛دوست خوبم در مدرسه![]()
کلا با این پنج نفر در مدرسه بیشتر از همه صمیمی هستم و خیلی دوستشون دارم![]()

هفته بسیج
مامانی میگه هانی چرا اینقدر توی عکسها اخمو هستی![]()
میگم اخمو نیستم ولی معلمم گفت نخندید و طبیعی خودتون باشید و منم ژست طبیعی خودمو گرفتم![]()

دو نفر هستن توی کلاس فعلا نتونستم باهاشون ارتباط خوبی برقرار کنم و در واقع با هم نمیسازیم![]()
یکیش آقا بنیامین![]()

و آقا متین که منم با ایشون هم نتونستم ارتباط خوبی برقرار کنم ![]()
ولی مامانی میگه مطمئنم که به زودی باهم دوستای خوبی خواهیم شد![]()
امیییییییییییییییدواریم![]()

دو هفته اول مهر ماه بخاطر شیطنت هایی که داشتم و اینکه با بعضی از بچه های کلاس نمی ساختم
و درگیری داشتم![]()
معلم و معاون مدرسمون از دستم ناراحت میشدن و هر روز بخاطر رفتارم بهم تذکر میدادن
ولی نیمه دوم مهر ماه که شد دیگه به قوانین و مقررات مدرسه اگاه شدم و کمتر شیطنت میکردم![]()
و الان معلم , مدیر و معاون مدرسمون از من خیلی راضی هستن و پیش مامان و بابایی از من تعریف میکنند![]()

ما و حاج آقا ![]()
ایشون برای آموزش وضو و نماز به کلاس ما اومده بودن![]()


جشن قران![]()


میدونید که اون تصویر روی دفتر نقاشیم منو یاده چی میندازه ![]()

گوجه رو از وسط نصف کردیم و هرچی داخلش دیدیم نقاشی کردیم![]()

اولین دیکته ما بر ما مبارک
با دستخط زیبای آقا معلمم

اولین دیکته با خمیر بازی




همکلاسی های نازنینم



من و دوست خوبم آقا وتین گل

توی خونه برای اینکه من بیشتر به درس و مشق تشویق بشم
هر وقت از مدرسه برمیگردم مامان و بابایی بهم میگن امروز چی یاد گرفتی میشه لطفا به ما هم یاد بدی![]()
و من متحیر
اما خوشحال از درخواستشون ![]()
و هر شب با خوشحالی نقش معلم بازی میکنم و هرچی که توی مدرسه یاد گرفتم به مامان و بابایی یاد میدم![]()

اونقدر روی درس و مشقم حساسم که حتی توی تفریح اول باید مشقامو انجام بدم و بعد خوش گذرونی کنم![]()
اینجا هم کبابی عامو خلیل در جم هست که به من و آبجی هیام خیلی خوش گذشت![]()



هانی در مدرسه{مهر و آبان}
